حسن
ماسالی
اول
ماه مه 2010
راهکار
های همبستگی
ملی برای خروج
از واپسگرائی
پس
از استقرار
جمهوری
اسلامی –
فاشیستی در
ایران،
بسیاری از
مبارزین
سیاسی و
ایراندوستان
در داخل و
خارج از کشور،
با این پرسش
اساسی روبرو
بودند که چه
باید کرد؟ تا
این رژیم
واپسگرا و
فاشیستی در
ایران
برچیده شود؛
و چه باید کرد
و چه نباید
کرد؟ تا چنین
فاجعه ای در
آینده در
ایران تکرار
نشود.
مقاومت
و مبارزات
پراکنده در
داخل و خارج
از کشور ادامه
داشت و نشست
ها و کنفرانس
های گوناگونی
نیز بمنظور
جستجوی راهکار
ها و برای ایجاد
همبستگی با مردم
دردمند ایران
، برگزار
شدند.
هر
کدام از این
تلاش ها موجب
شده بود که
مشعل آزادی
خواهی روشن
بما ند. اما
گام اساسی را
نهایتاً مردم
درد مند ایران
، بدون
برخورداری از
سازمان یافتگی
موثر، و بدون
داشتن رهبران
سیاسی مطلوب ،
برداشتند.
مردم ستمد
یده ایران ، و
در پیشاپیش آنان
زنان و
جوانان، که از
واپسگرائی ، ترور و
اختناق، و از
فقر و فلاکت
جانشان به لب
رسیده بود، با
بهره برداری
از تضاد میان "
بد و بدتر"، پا
بمیدان
مبارزه
گذاشتند و نه
تنها ضربه
مرگباری به
ستون فقرات
رژیم وارد
ساختند ، بلکه
جناح های دیگر
رژیم را که
میخواستند "
سوار بر موج"
شوند، و از
جنبش اعتراضی
مردم برای "استقرار
حکومت
دینسالاری
دیگری " بهره
برداری
کنند،از درون
خود طرد کردند
. هشیاری مردم
موجب شد که
"رهبران
کاذب" ماهیت و
خصلت ارتجاعی
خود رابار
دیگر
بروز بدهند ،
و وفاداری خود
را به " امام و نظام
فاشیستی" آن ،
بار دیگر
اعلام کردند.
حال
این پرسش
اساسی مطرح
است که نقش
سازمانها و
مبارزین
سیاسی در
ارتباط با"
جنبش خود جوش
مردم"
که از سازمان
یافتگی
توانمند و از
رهبران
خردمند و کاردان
برخوردار
نیست چه
میتواند
باشد؟
آیا
هرکدام از ما
میتوانیم با "
هورا کشیدن" و
یا با پراکنده
کاری، ادعای
"رهبری " کنیم؟
آیا
باید طبق
فرهنگ و
رسومات
اسلامی ،
خودمان را با "
شهید پروری " و "
عزاداری "
مشغول کنیم و
بقیه امور را
به " ظهور امام
زمان" موکول کنیم
؟ یا
اینکه ،
ضروریست
بلادرنگ ، به خود
خواهی ها ،
خود محور بینی
ها و به
پراکند گی ها خاتمه
بدهیم و با
حفظ هویت
سیاسی –
تشکیلاتی
خود، بطور باز
و شفاف دیدگاه
های خود را
درباره روند
تحولات
سیاسی ایران
و درباره
راهکارهای
نجات ایران از
واپسگرائی و
دیکتاتوری
اعلام کنیم و با
نیروهائی که
درموارد
اساسی اشتراک
نظر داریم،
متحد شویم و
برنامه عمل
مبارزاتی
مشترکی در
حمایت از جنبش
آزادیخواهانه
و برابری
طلبانه
مردم، طرح
ریزی کنیم و
مشترکاً
باجرا در
آوریم تا
رهبران مطلوب
مردم ، از
درون جنبش آزادیخواهانه
مردم ، ضمن
شرکت در روند
مبارزات، شکل
بگیرند و نقش
تاریخی و
اجتماعی خود
را ایفا کنند.
بنا
براین ، جنبش
آزادیخواهانه
مردم ایران
بار دیگر با همان
مشکلات سیاسی-
فرهنگی –
تشکیلاتی و
تاریخی خود
روبرو میباشد.
درباره ضعف و
کمبودهای
جنبش مردم
سخنوری کردن و
یا بطور
انتزاعی
درباره " نقش
رهبران سیاسی
و اجتماعی "
صحبت کردن،
کار نا پسند و
نامطلوبی است.
همه
ما که خود را "
روشنفکر" ، "
فرهیخته" و یا
"مبارز
سیاسی"
می نامیم ،
باید در عمل نشان
دهیم که از
ناکامی ها و
شکست های
گذشته درس
آموخته ایم یا
نه؟
همه
ما بار
دیگر در مرحله
آزمایش
تاریخی دیگری
قرار گرفته
ایم تا
از یکطرف خرد و
دانش
خود رابرای خدمت
بمردم و جامعه
بکار اندازیم
؛ و از طرف
دیگر ، با
اتخاذ تدابیر
مبارزا تی
مشترک ،
همبستگی
مبارزاتی خود
را با مردم
درد مند ایران
به اثبات
برسانیم.
هرگونه غفلت
در این موارد،
آگاهانه و یا
نا آگاهانه
منجر
به انحراف و
خیانت
خواهد شد.
را
هکارهای
نیروهای
مدافع
دمکراسی ، سکولاریسم
، برابری طلب
و ایراندوست کد
امند؟
1
- ما
میتوانیم از
انجام
انتخابات
آزاد طرفداری
بکنیم ، در
صورتیکه
رهبران همین
رژیم و اپسگرا
و نامطلوب ،
به هر دلیلی-
حتی بخاطر
نجات جان خودشان
– بپذیرند که
همه نیروهای
سیاسی و
اجتماعی، از
آزادی های
فردی و
اجتماعی
برخوردار
شوند و
بتوانند در انتخابات
– بدون اما و
اگر- در
انتخاب کردن و
انتخاب شدن شرکت
کنند و ناظرین
بین المللی و
نمایندگان
احزاب و گرو
هها در انجام انتخابات
آزاد،نظارت
کنند.
2- در
صورتیکه سرد مداران
این رژیم
آزادی های
فردی و
اجتماعی ،
آزادی احزاب و
مطبوعات و
انجام
انتخابات
آزاد را
بلادرنگ
نپذیرند، اتحاد
و همبستگی
نیروهای
سکولار،
دمکرات و برابری
طلب ، ضرورتی
اجتناب نا پذ
یر خواهد بود.
در چنین
شرایطی ، نیروهای
مزبور وظیفه
خواهند داشت
که " شورای رهبری
مشترکی" برای
هماهنگ کردن
تدابیر
سازماندهی و
مبارزاتی
خود
بوجود
بیاورند، تا به
نیروی اثر بخش
و توانمندی
برای مقابله و
متلاشی کردن رژیم
فاشیستی تبدل
شوند.
هرگونه
بی اعتنائی نسبت به
خواست تاریخی –
اجتماعی و
مبارزاتی
مردم و هرگونه
"عد م احساس
مسئولیت
دستجمعی "،
از طرف هر فرد
و گروه سیاسی
، که ادعای
آزادیخواهی و
یا ایراندوستی
میکنند، قابل
تحمل و بخشش
نخواهد بود.
مردم
ایران،
خصوصاً
مبارزین آزادیحواه
، در شرایط
سیاسی و
تاریخی
سرنوشت سازی بسر
می برند. لذا،
ایرانیانی که
به مردم ومیهن
خود عشق می
ورزند،
ایرانیانی که
ازسکولاریسم،
دمکراسی و
برابری طلبی
جانبداری
میکنند، ایرانیانی
که قلبشان
برای آزادی و
رفاه مردم ایران
می طپد ،حق
ندارند در
چنین شرایطی، غیر
مسئولانه
برخورد کنند .
بنابراین،
اتحاد و
ائتلاف
نیروهای
سیاسی، و
اتحاد عمل مبارزاتی
، بطور هدفمند
دنبال میشوند.
ما اتحاد " همه
باهم " را
دنبال
نمیکنیم،
بلکه از
اتحاد و
همبستگی
نیروهای
سیاسی و اجتماعی
مشخصی
جانبداری
میکنیم که خواستار
تحقق اهداف و
برنامه های
مشخصی بشرح
زیر میباشند:
1-
ما حکومت و
اپسگرا،
دیکتاتوری و
فاشیستی
نمیخواهیم
وهرگونه
سیطره جوئی
مذهبی و ایدئولوژیکی
را در ساختار
حکومت و در
مناسبات
جامعه نفی
میکنیم.
2- ما
میخواهیم که
همه مناسبات
واپسگرایانه
سیاسی ،
فرهنگی ،
اجتماعی و اقتصادی
درایران را از
میان برداریم.
3- ما
میخواهیم
سکولاریسم ،
کثرت گرائی سیاسی،
دمکراسی
خواهی و
برابری طلبی
را
تحقق ببخشیم
و در جامعه
نهادینه کنیم.
4- ما
خواستار
برابری حقوق زنان و
مردان و همه
اقوام ، در
همه سطوح
هستیم.
5- ما
میخواهیم با
همه ملل و دول
جهان ، بر
اساس منافع
مشترک و احترام
متقابل ،
روابط دوستانه
و مسالمت آمیز
داشته باشیم.
برای
اینکه اهداف و
برنامه های
خود را تحقق
ببخشیم ،
منتظر کرامات
دیگران نمی
نشینیم و از همه
ایرانیان
آزاد اندیش و
ایراندوست
دعوت میکنیم که از فراخوان
: "همبستگی
ملی برای
دمکراسی –
سکولاریسم و
برابری طلبی "
حمایت کنند. و
از میان خود
پنج نفر را
بعنوان اعضای
" شورای
تدارکاتی
برگزارکننده
کنگره
همبستگی ملی "
انتخاب کنند .
اعضای
"شورای
تدارکاتی
کنگره همبستگی
ملی "، وظیفه
خواهند داشت
که
حساب بانکی ویژه
ای با نظارت و
مسئولیت
دستجمعی باز
کنند تا افراد
بطور
داوطلبانه
کمک های مالی
خود را برای
تآمین مخارج
کنگره و
استمرار
بخشیدن مبارزه
، واریز کنند.
اعضای
" شورای
تدارکاتی
کنگره همبستگی
ملی "،همچنین
وظیفه خواهند
داشت که پیش
نویس "منشور
مشترک"، آئین
نامه و
اساسنامه "
کنگره
همبستگی ملی"
را آماده کنند
و تاریخ
برگزاری
کنگره را
باطلاع
نیروهای شرکت
کننده
برسانند.