حسن ما سا
لی
Mobile:001-301-792-3370
دهم
ژانویه 2011
کوشش برای
شکل گیری پیمان
همبستگی و
اتحاد عمل
مشترک بمنظور:
الف-
به اجرا در آوردن
مبانی حقوق
بشر ( ١-
آزادی همه
زندانیان
سیاسی؛
٢ - مخالفت با
اعدام ؛ ٣- مخالفت
با سنگسار؛ ٤-
برابری حقوق
زن و مرد؛ ٥- کارزار
بین المللی
برای محاکمه
رژیم جمهوری
اسلامی بخاطر
ارتکاب جنایت
علیه بشریت).
ب- بر
کناری رژیم و
شکل گیری قدرت
جایگزین و
مطلوب مردم و
نوسازی آینده
ایران.
دوستان و
هموطنان آزاد
اندیش ،
موج اعدام
، سنگسار،
تجاوز به حقوق
اولیه انسانی
و مدنی در
ایران، بشد ت
ادامه دارد؛
زندانیان
سیاسی از هیچ
حقوق انسا نی و قضا ئی برخوردار
نیستند؛ حتی
امنیت اعضای
خانواده و
خویشا وندان
زندانیان
سیاسی توسط
رژیم اسلامی –
فاشیستی سلب
میشوند.
آزادی های
فردی و
اجتماعی ،
مشارکت مردم
در تعین
سرنوشت خویش و
سایر مبانی و
اصول
دمکراسی -
خواهی و حقوق
بشر، در ایران
ارزش
واعتباری
ندارند و بشدت
پایمال
میشوند.
ابعاد
ترور و اختناق
گسترش یافته
اند، مردم
ایران- خصوصاً
زنان و
جوانان- با
امکانات
محدود، بمقاومت
و مبارزه خود
ادامه میدهند.
در چنین
شرایطی، این
پرسش اساسی
مطرح است که
نقش نیروهای
سکولار ،
دمکرات و
برابری طلب در
خارج از کشور
چه میتواند
باشد؟
واقعیت
اینستکه:
نیروی انسانی
مبارز ، فرهیخته،
کاردان و
سازمانده
بزرگی از
ایرانیان در
خارج از کشور
زندگی میکنند
و بسیاری از
ما بطور ا
نفرا دی و یا
گروهی، اما پراکنده،
تلاش میکنیم
که به مبارزات
آزادیخواهانه
مردم ایران در
داخل کشور
یاری برسانیم.
اما متاسقانه
هنوز
نتوانسته ایم
نقش موثری
برای آزادی
زندانیان
سیاسی ، و برای
جلوگیری از
اعدام ،
سنگسار و
مخالفت با
سایر قوانین و
مقررات قرون
وسطائی و
فاشیستی ،
ایفا کنیم.
زیرا هنوز
همسوئی و
همآهنگی در
میان خود
بوجود نیاورده
ایم، هنوز
فرقه گرائی و
خود محور بینی
در ما حاکم است.
بررسی
افکار وکردار
ما نشان
میدهند که با مشکل
دیگری نیز
روبرو هستیم ،
و آن عاد ت به
سبک کار کهن
میباشد. یعنی
عادت کرده ایم
که مناسبات انسانی
، گروهی ،
سیاسی و
اجتماعی
خودمان را با
معیار ها و
ارزش های سنتی
تنظیم کنیم.
بعبارت دیگر،
به " فنون
سازماندهی و
مبارزه
اجتماعی بر
اساس
معیارها و
ارزش های مدرن
اجتماعی" توجه
نمی کنیم.
ضروری است
که هرچه زودتر
بخود آئیم و
آگاه باشیم که
انسانها و
جوامع بشری
تغییر کرده
اند. امروز
انسانهای
فرهیخته و
آزاد اذد یش ، فنون
سازماندهی و
مبارزه
اجتماعی به
سبک پدرسالارانه
" ایلیاتی"،
یا " حزب
لنینی" را دیگر
نمی پذیرند،
زیرا هردو، یکنوع
روابط " هرمی"
و فرمان از
بالا به پائین
را می طلبد.
ضروری است
که سازماندهی و
برقراری
مناسبات انسانی
-سیاسی –
مبارزاتی با
شیوه های سنتی
و کهن را رها
کنیم. ارزش ها
و معیارهای انسانی
– سیاسی کنونی
در جهان، می
طلبد که "
استقلال فکری
، سیاسی ، و
تشکیلاتی هر
فرد و گروه" را
بپذیریم و به
آن احترام
بگذاریم . به
خودمحور
بینی، به
هژمونی طلبی و
سیطره جوئی
های فردی و
گروهی خاتمه
بدهیم و از
همه مهمتر، برای
ایجاد
همبستگی
سیاسی –
مبارزاتی،
خودمان را از"
جمود فکری" نجات
بدهیم و خودمان
را اسیر "ایدئولوژی
ها ومذاهب "
نکنیم. (عقیده
دارم، آنها را
باید یک امر
خصوصی افراد تلقی
کرد و در تعین
مناسبات سیاسی
-اجتماعی
دخالت نداد) .
بنابراین
، با احترام
به هویت و
شخصیت انسا نهای
دمکرات و دگر
اندیش، روابط
سیاسی –
تشکیلاتی -
مبارزاتی "
آگاهانه و
داوطلبانه "ای
تدوین و
سامانه دهیم،
نه بر اساس
فرامین از
بالا به پائین
و "
قالب های از
پیش ساخته"!!!
با
چنین معیارهای
نوینی،
میتوانیم "
شبکه های
سیاسی-
مبارزاتی
گوناگون " در
داخل و خارج
از کشور بوجود
آوریم و
توانمندی های
خود را
دربرابر رژیم بطرز
موثری بکار
اندازیم .
ما
میتوانیم با
مشارکت آگاهانه
و داوطلبانه
هر گروه ( شبکه)
، " شورای
همآهنگی"
برای تصمیم
گیری مشترک
سیاسی –
مبارزاتی،
بوجود
بیاوریم و
دینامیسم
مبارزاتی را
در برابر رژیم
اسلامی –
فاشیستی ارتقا
ببخشیم.
امر مهم
دیگری که در
فنون
سازماندهی و
مبارزه
اجتماعی باید
به آنها توحه
کنیم اینستکه
: به خواست ها ،
کیفیت
نیروهای شرکت
کننده، به
توانائی ها و به
ضرورت ها و
الویت ها نیز
توحه
داشته باشیم
.
یعنی :
مسائل حادی
نظیر اعدام ،
سنگسار مطرح هستند
که برای لغو
آنان ، باید
فوراً و
مشترکاً اقدام
کنیم؛ و "
الویت" این
اقدامات را در
نظر بگیریم و
برنامه های "
مبارزه برای
سرنگون کردن
رژیم" را بطور
مرحله ای، جدا
کنیم ( گرچه
اکثر این کوشش
ها در آن مسیر
قرار دارند).
از
طرف دیگر،
توجه داشته
باشیم که برخی
افراد و محافل
هستند که
خواستار شرکت
در کار
ومبارزه
معینی هستند و
میخواهند به
خواست های
مرحله ای و
ملموسی پاسخ
بدهند و در
گام اول
نمیخواهند
خودشان را با
مسائل تئوریک
و بغرنج سیاسی
دیگر درگیر کنند.
براین
اساس،
پیشنهاد م
اینستکه: خواست
ها و یا
پلاتفرم
مبارزاتی خودمان
را به دوبخش
تقسیم کنیم:
الف –
سازماندهی و
اتحاد عمل مشترک
و ایجاد "
شورای
همآهنگی " بر
اساس معضلات
و خواستهائی که در
چارچوب "حقوق
بشر" می گنجند.
(و از
درآمیختن با امور
خاص سیاسی ،بطور
مثال: برنامه
برکناری رژیم
و جابجائی قدرت
سیاسی و مناسباتی
که در اینده
باید حاکم
گردند، از نظر
فنون
سازماندهی و
شیوه کار، مجزا
کنیم).
ب- اتحاد
عمل سیاسی-
تشکیلاتی-
مبارزاتی و
ایجاد شورای
همآهنگی، با
پلاتفرم
سیاسی مشترک برای "
برکناری
رژیم"؛ و
تدارکات لازم
برای "شکل
گیری قدرت
سیاسی
جایگزین و
نوساری آینده کشور"
.